sنائی


چکامه: سنایی غزنوی

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نماینده‌ی فضلی تو سزاوار ثنایی

بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی
بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی

بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی
بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

نبد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی
نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی
همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

#سراج #سنایی

فرشچیان


ﻧﺎﻣﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﺩﻡ
ﻓﺮﺯﻧﺪ؟ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭی ﻧﻪ ﭘﺪﺭﻱ 
ﺑﻨﻮﻳﺲ ﺍﻭﻝ ﻳﺘﻴﻢ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻠﻘﺖ
ﻣﺤﻞ ﺗﻮﻟﺪ؟ ﺑﻬﺸﺖ ﭘﺎک
ﺍﻳﻨک ﻣﺤﻞ ﺳﻜﻮﻧﺖ؟ ﺯﻣﻴﻦ ﺧﺎک
ﺁﻥ ﭼﻴﺴﺖ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻩ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﻱ؟ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺍﺳﺖ
ﻗﺪﺕ؟ ﺭﻭﺯﻱ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ی ﺧﺪﺍ 
ﺍﻳﻨک ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﻳﻪ ی ﺑﺨﺘﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﺧﺎک
ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ؟ ﺣﻮّﺍﻱ ﺧﻮﺏ ﻭ ﭘﺎک،
ﻗﺎﺑﻴﻞ ﺧﺸﻤﻨﺎک،
ﻫﺎﺑﻴﻞ ﺯﻳﺮ ﺧﺎک
ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺕ؟ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﻱ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﻛﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺸﻖ
ﺭﻧﮕﺖ؟ اینک ﻓﻘﻂ ﺳﻴﺎﻩ ﺯ ﺷﺮﻡ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ
ﭼﺸﻤﺖ؟ ﺭﻧﮕﻲ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺑﺎﺭﺵ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻛﻪ ﺑﺒﺎﺭﺩ ﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﻭﺯﻧﺖ؟ ﻧﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺳﺒک ﻛﻪ ﭘَﺮَﻡ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﻱ ﺩﻭﺳﺖ 
ﻧﻪ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻭﺯﻳﻦ ﻛﻪ ﻧﺸﻴﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻦ
ﺟﻨﺴﺖ؟ ﻧﻴﻤﻲ ﻣﺮﺍ ﺯ ﺧﺎک
ﻧﻴﻢ ﺩﮔﺮ ﺧﺪﺍ
ﺷﻐﻠﺖ؟ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﻛﺸﺖ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﺧﺎک
ﺷﺎﻛﻲ ﺗﻮ؟ ﺧﺪﺍ
ﻧﺎﻡ ﻭﻛﻴﻞ؟ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ
ﺟﺮﻣﺖ؟ ﻳﻚ ﺳﻴﺐ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖ ﻭﺳﻮﺳﻪ
ﺗﻨﻬﺎ ﻫﻤﻴﻦ؟؟ ﻫﻤﻴﻦ !!!!!
ﺣﻜﻤﺖ؟ ﺗﺒﻌﻴﺪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ
هم دﺳﺖ ﺩﺭ ﮔﻨﺎﻩ ؟ ﺣﻮّﺍﻱ ﺁﺷﻨﺎ
ﺗﺮﺳﻴﺪﻩ ﺍﻱ ؟ ﻛﻤﻲ
ﺯ ﭼﻪ؟ ﻛﻪ ﺷﻮﻡ ﻣﻦ ﺍﺳﻴﺮ ﺧﺎک
ﺁﻳﺎ ﻛﺴﻲ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺗﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺑﻠﻲ
ﻛﻪ؟ ﮔﺎﻫﻲ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ
ﺩﺍﺭﻱ ﮔﻼﻳﻪ ﺍﻱ؟ ﺩﻳﮕﺮ ﮔﻼﻳﻪ ﻧﻪ ﻭﻟﻲ ...
ﻭﻟﻲ ﻛﻪ ﭼﻪ؟ ﺣﻜﻤﻲ ﭼﻨﻴﻦ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻳﻚ ﮔﻨﺎﻩ!
ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﻱ؟ ﺯﻳﺎﺩ
ﺑﺮﺍﻱ ﻛﻪ؟ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ
ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻱ ﺳﻨﺪ؟ ﺑﻠﻲ
ﭼﻪ؟ ﺩﻭ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷک
ﺩﺍﺭﻱ ﺗﻮ ﺿﺎﻣﻨﻲ؟ ﺑﻠﻲ
ﭼﻪ ﻛﺲ؟ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﻢ ﺧﺪﺍ
ﺩﺭ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺩﻓﺎﻉ؟ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﻤﺶ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻛﻨﺪ ﺩﻋﺎ

مینیاتور زیبای استاد فرشچیان

پروین اعتصامی


محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست

گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان می روی
گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانه‌ی قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانه‌ی خمار نیست

گفت: تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم
گفت: پوسیده ست، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گفت: مِی بسیار خوردی، زان چنین بی خود شدی
گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

sohrab


منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد.
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

سخنان زیبا

 

 

خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی . اُرد بزرگ

 

از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند . فردریش نیچه

 

غذايي را بخور كه مي پسندي ,لباسي را پبوش كه مردم مي پسندند. اديبان

 

اول اندیشه، وانگهی گفتار . لائوسته

 

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور

 

اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست. لقمان

 

در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ

 

ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست . سارا برنار

 

هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . اُرد بزرگ

 

آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر

 

انسان! خودت به یاری خود برخیز! . بتهوون

 

اگر به عمق اعتقادات نفوذ كنيم، درخواهيم يافت كه تمام ارزش ها بي پايه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستي هر چيز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقيقي وجود ندارد. والاترين ارزش‌ها خودشان را نابود مي‌كنند و هدفي در كار نيست، چرا كه هيچ وقت پاسخي نمي یابند . فردریش نیچه

 

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران

 

گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است. شاتو بريان

 

هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . اُرد بزرگ

 

من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد ، زیرا فقط در این صورت است که هرچه پیرتر شدم در نظر شوهرم عزیزتر خواهم بود . آگاتا کریستین

 

ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر

 

وقایع خوش زندگي مثل درختان سبز و خرمي است که وقتيکه از دور نظاره شان می کنيم خيلي زيبا به نظر می رسند ولي به مجرد آنکه نزديکشان شده و در داخلشان می رويم زيبائيشان هم از بين می رود ، شما در اين موقع نمی توانيد بفهميد زيبائیش به کجا رفته ، آنچه می بينيد چند درخت خواهد بود و بس. شوپنهاور

 

گریه چرا ؟ فتح را آرزو کنید. استفن گرین

 

داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم ؟ . شامفورت

 

اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگ

 

از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد . فردریش نیچه

 

اراده ی مرد عامل خوشبختی اوست. شچدرین

 

آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد. بزرگمهر

 

بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم. بتهوون

 

خوارترین کارفرما کسی است که با ندادن و یا کم کردن دستمزد زیر دست فرمانروایی می کند . اُرد بزرگ

 

چرخهای سنگین و زنگ زدۀ زندگی با دستهای نامرئی امید می چرخد . ناصرالدّین صلب الزمانی

 

اگر مشکلی داری، به دلیل طرز فکر توست و تنها راهی که می توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی، این است که طرز فکرت را تغییر دهی. وین دایر

 

فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند . اُرد بزرگ

 

طلوع و غروب عشق ، خود را به وسیلۀ درد تنهایی و جدایی محسوس می سازد . لابرویر

 

در زندگی ثروت حقیقی مهربانی است ، و بینوایی حقیقی خودخواهی . وینه

 

همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی . اُرد بزرگ

 

از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش . فردریش نیچه

 

میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نبروی کنونی ماست . اُرد بزرگ

 

عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم ،عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند. لئوبوسكاليا

 

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران

 

به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا می‌روی . شوپنهاور

 

هیچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس . اُرد بزرگ

خدا


بنده ای از خداوند پرسید : در مقام پروردگار می خواهی بنده هایت کدام درس های زندگی را بیاموزند ؟

خدا وند گفت :

بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد، تنها کاری که می توانند بکنند این است که خودشان او را دوست بدارند .

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم هایی عمیق در قلب کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا این زخم ها را التیام بخشیم .

بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیازمند است .

بیاموزند انسان هایی هستند که ما را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان رابیان کنند .

بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند اما به همان یک نقطه دو دید مختلف داشته باشند .

بیاموزند کافی نیست که فقط دیگران را ببخشند بلکه باید بتوانند خود را نیز ببخشند .

حضرت مولانا


ای نوبهار عاشقان، داری خبر از یار ما
ای از تو آبستن چمن، وی از تو خندان باغ‌ها

ای بادهای خوش نفس، عشاق را فریادرَس،
ای پاکتر از جان و جا، آخر کجا بودی کجا؟

ای فتنه ی روم و حبش، حیران شدم کاین بوی خَوش،
پیراهن یوسف بود، یا خود، روان مصطفی؟

ای جویبار راستی، از جوی یار ماستی،
بر سینه‌ها سیناستی، بر جان‌هایی جان فزا

ای قیل و ای قال تو خوش، وی جمله اشکال تو خوش،
ماه تو خوش؛ سال تو خوش؛ ای سال و مه چاکر تو را.

حضرت مولانا

جالب


چگونه یک زن يا یک مرد را خوشحال کنیم !؟
چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟!
براي خوشحال کردن يک زن...

يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد : 

1. يک دوست 

2. يک همدم 

3. يک عاشق 

4. يک برادر 

5. يک پدر 

6. يک استاد 

7. يک سرآشپز 

8. يک الکتريسين 

9. يک نجار 

10. يک لوله کش 

11. يک مکانيک 

12. يک متخصص چيدمان داخلي منزل 

13. يک متخصص مد 

14. يک متخصص علوم جنسي 

15. يک متخصص بيماري هاي زنان 

16. يک روانشناس 

17. يک دافع آفات 

18. يک روانپزشک 

19. يک شفا دهنده 

20. يک شنونده خوب 

21.. يک سازمان دهنده 

22. يک پدر خوب 

23. خيلي تميز 

24. دلسوز 

25. ورزشکار 

26. گرم 

27. مواظب 

28. شجاع 

29. باهوش 

30. بانمک 

31. خلاق 

32. مهربان 

33. قوي 

34. فهميده 

35. بردبار 

36. محتاط 

37. بلند همت 

38. با استعداد 

39. پر جرأت 

40. مصمم 

41. صادق 

42. قابل اعتماد 

43. پر حرارت 

بدون فراموش کردن : 

44. تعريف کردن مرتب از او 

45. عشق ورزيدن به خريد 

46. درستکار بودن 

47. بسيار پولدار بودن 

48. تنش ايجاد نکردن براي او 

49. نگاه نکردن به بقيه دختران 

و در همان حال، شما بايد : 

50. توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود داشته باشيد 

51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش 

52. اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او کجا مي رود. 

بسيار مهم است : 

53. هيچگاه فراموش نکنيد : 

* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهايي که او مي گذارد 
چگونه يک مرد را خوشحال کنيم : 
1. تنهاش بذاريد!!! 
 

ترم 10

سال پنجم ترم 10 تموم شد امروز پرونده ش بسته شد

وهنوز من اول راهم وکلی درسای نخوونده


نمیدونم اگه روزی تموم بشه میخوام بعدش برا خودم چه تصمیمی بگیرم

دلم پیش دوستانه ولی کمابیش بچه ها درسشون تموم شد ورفتن ولی من هنوز اندر خم این کوچه ام


عاشق دانشگاهم

محیط علمی ادمو سر حال میاره به ادم جهت میده ادمو از فسیل شدن دور میکنه


بچه هام میگن بقیه رو 10 واحدی بگیر که تا میشه تو دانشگاه بمونی

نمیدونم از الان دلم تنگه

راز گلاب و برگ درخت به


میدونید چرا توی مراسم عزا گلاب زیاد استفاده میشه؟ چرا گلاب می‌ریزند روی لباس و بدن عزادارها؟ چرا توی مراسم عروسی این گلاب استفاده نمیشه؟
چرا وقتی شاد هستیم کسی دست به گلاب نمیزنه؟به خاطر اینکه گلاب غم زدا است. ترشح ئیدروفین و اندروفین را در مغز متعادل میکنه و احساس آرامش و آسودگی به آدم میده. شب اگه فکرای بد توی کله‌ات میاد، اگه هی اینور و اونور میشی نمیتونی بخوابی کافیه یک پارچه سفید برداری و روش گلاب بریزی
و بگذاری زیر سرت، تا صبح مثل یک دسته گل میتونی بخوابی. نسخه دوم هم پیشنهاد میکنم یک لیوان بردارید و یک چهارم آن را عسل بریزید و  دو سوم آب جوش و کمی گلاب. قبل از خواب این شربت را صرف کنید ببینید چه حالی میده واسه خواب.
 ---------------------------------------------------
برگ درخت به برای از بین بردن گرفتگی عروق  بسيار موثر است .

شخصی از آشنایان به دلیل گرفتگی عروق نیازمند عمل بالن بوده و به توصیه یکی از دوستان به خوردن دم

کرده برگ به –همانند چای- به جای چای به مدت 20 روز می پردازد. پس از 20 روز نزد پزشک می رود و

پزشک او را از انجام
عمل معاف می کند. لازم به ذکر است برگ درخت به در عطاریها به فروش میرسد.


.
 

مولوی


ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
وی مطربان ای مطربان دف شما پر زر کنم

ای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنم
وین خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم

ای بی‌کسان ای بی‌کسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنم

ای کیمیا ای کیمیا در من نگر زیرا که من
صد دیر را مسجد کنم صد دار را منبر کنم

ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
زیرا که مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم

ای بوالعلا ای بوالعلا مومی تو اندر کف ما
خنجر شوی ساغر کنم ساغر شوی خنجر کنم

تو نطفه بودی خون شدی وانگه چنین موزون شدی
سوی من آ ای آدمی تا زینت نیکوتر کنم

من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم
من گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنم

ای سردهان ای سردهان بگشاده‌ام زان سر دهان
تا هر دهان خشک را جفت لب ساغر کنم

ای گلستان ای گلستان از گلستانم گل ستان
آن دم که ریحان‌هات را من جفت نیلوفر کنم

ای آسمان ای آسمان حیرانتر از نرگس شوی
چون خاک را عنبر کنم چون خار را عبهر کنم

ای عقل کل ای عقل کل تو هر چه گفتی صادقی
حاکم تویی حاتم تویی من گفت و گو کمتر کنم

مولوی
ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
وی مطربان ای مطربان دف شما پر زر کنم

ای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنم
وین خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم

ای بی‌کسان ای بی‌کسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنم

ای کیمیا ای کیمیا در من نگر زیرا که من
صد دیر را مسجد کنم صد دار را منبر کنم

ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
زیرا که مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم

ای بوالعلا ای بوالعلا مومی تو اندر کف ما
خنجر شوی ساغر کنم ساغر شوی خنجر کنم

تو نطفه بودی خون شدی وانگه چنین موزون شدی
سوی من آ ای آدمی تا زینت نیکوتر کنم

من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم
من گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنم

ای سردهان ای سردهان بگشاده‌ام زان سر دهان
تا هر دهان خشک را جفت لب ساغر کنم

ای گلستان ای گلستان از گلستانم گل ستان
آن دم که ریحان‌هات را من جفت نیلوفر کنم

ای آسمان ای آسمان حیرانتر از نرگس شوی
چون خاک را عنبر کنم چون خار را عبهر کنم

ای عقل کل ای عقل کل تو هر چه گفتی صادقی
حاکم تویی حاتم تویی من گفت و گو کمتر کنم

مولوی

عشقمه


یه روز یه باغبونی-یه مرد آسمونی-
نهالی کاشت میون باغچه ی مهربونی

می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوته ی یاس من می مونه یادگاری

هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می پیچید
میون کوچه باغها بوی خدا می پیچید

اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه
دیدن که خوبی یاس باعث زشتیشونه

عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس
ساقه هاشو شکستن آدمای ناسپاس

یاس ِ جوون مرگ اون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سراومد بهار

یه باغبون دیگه شبونه یاسو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه ای کاشت

هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گُل مونده هنوز ناشناس

فرید احمدی

 

یه روز یه باغبونی-یه مرد آسمونی-
نهالی کاشت میون باغچه ی مهربونی

می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوته ی یاس من می مونه یادگاری

هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می پیچید
میون کوچه باغها بوی خدا می پیچید

اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه
دیدن که خوبی یاس باعث زشتیشونه

عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس
ساقه هاشو شکستن آدمای ناسپاس

یاس ِ جوون مرگ اون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سراومد بهار

یه باغبون دیگه شبونه یاسو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه ای کاشت

هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گُل مونده هنوز ناشناس

فرید احمدی

خاطرات يك جنين


خاطرات يك جنين
 
 
تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کردم و فعلا برای مسکن، رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه!

اظهار وجود:هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد.

زندان :گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!!

فرق اینجا با آنجا :داشتم با خودم فکر می کردم اگه قراربود ما جنین ها به جای رحم مادر در جایی از بدن پدرها زندگی می کردیم چه اتفاقاتی می افتاد:
- احتمالا در همان هفته های اول حوصله شان سر می رفت و سزارین می کردند !!!
- کشوی میزشان را از طریق هل دادن با شکمشان می بستند !!!
- اگر ویار می کردند باعث به وجود آمدن قحطی می شد!!!
- به خاطر بی توجهی تا لحظه زایمان هم سراغ دکتر نمی رفتند و احتمالا در اداره وضع حمل می کردند!!!
- اگر بچه توی شکمشان لگد می زد ،آنها هم فورا توی سرش می زدند تا ادب شود !!!

بلوتوث:امروز موقع سونوگرافی هرچی برای دکتر دست تکون دادم که از من عکس نگیر نفهمید،الان حسابی نگران شدم می ترسم عکس هایم پخش شوند چون از نظر پوشش اصلا در وضعیت مناسبی نبودم

اعتمادسازي:امروز همش می خواستم بروم گشت و گذار اما مادر اینقدر نگران گم شدن من است آنچنان مرا با بندناف بسته است که نمی گذارد دور شوم

موج مکزیکی:اینکه بعضی وقتها حسابی قاط میزنم به خاطر امواج موبایل است.مادرم،نمی شود به احترام من کمتر اس ام اس بازی کنی؟ فردا روز اگر نوار مغزیم مملو از موج های مکزیکی بود، تقصیر خودت است …! راستی از پارازیت ها چه خبر؟!

سکوت سرشار از ناگفته هاست:از بس به خاطر سکوت اینجا عقده ای شدم که تصمیم گرفتم به محض تولد فقط جیغ بزنم تا تخلیه شوم.....

چندبار مصرف:لابد شنیده اید که یک نفر می رود و از فروشنده می پرسد که آقا نان یک بار مصرف دارید؟و فروشنده میخندد و می گوید مگر نان چند بار مصرف هم داریم؟؟
خواستم بگم اصلا هم خنده دار نیست اینجا هر چیزی که به من برسد دوبار مصرف است!!!!

جغرافیای بدن:فکر کنم در قطب جنوب هستم چون در این مدت اینجا همیشه شب است....

رخصت :خب کم کم باید گلویم را برای گریه آماده کنم می خواهم چهار گوشه رحم را ببوسم و با لگدی که به در و دیوار میزنم برای خروج رخصت بخواهم .
مادرم ممنونم...........دیگر مزاحم نمی شوم.....

اولین نفس:کمی استرس دارم همین طور که به لحظه خروج نزدیک می شوم قلبم تندتر می زند .همه چیز دارد از یادم می رود و احساس میکنم بعد ها چیزی از اینجا به خاطر نمی آورم ..........آخ یک نفر دارد مرا بیرون می کشد .................آهااااای من که هنوز حرفهایم تمام نشدههههههههههههه...
 
 

جملاتی که ویـتامیـن روح هستنـد


بنام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است

ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند ...

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا ...


خوبی بادبادک اینه که
می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده ...


با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی ...

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد!

مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از آن گل ها دوست داشتنی ترند ...
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند ...
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است ...
دوره، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند
ولی هرگز خواب هم را نمی بینند ...

اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند ...

اگر میخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد
باور محال بودنش را عوض کن ...

برنده می گوید مشکل است، اما ممکن
و بازنده می گوید ممکن است، اما مشکل ...

آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند ...
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتان مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید ...

من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام ...
"بیل گیتس"

تنها راه کشف ممکن ها، رفتن به ورای غیر ممکن ها است ..."آرتور کلارک"
برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم،
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، احتیاج به جوانی دارم ...
"ژوبرت"
دوست تو کسی است که هرگاه کلمه "حق" از تو شنید، خشمناک نشود ...
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش
امید هیچ معجزه ای از مرده نیست، پس زنده باش ...

یادها فراموش نخواهند شد، حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی هستند، حتی با سکوت ...

دوستی کلام زیباییست که هرکس درکش کرد، ترکش نکند ...
زندگی قانون باورها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش که لایق بهترین هایی ...
اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم ...
زندگی یعنی :
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن ...

زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید، زیرا ممکن است این شیشه ناگهان بشکند ...

آموخته‌ام که هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذارم ...
پیروزی یعنی :
توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر
بدون از دست دادن اشتیاق ...


مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست ...

زندگی ارزش دویدن دارد، حتی با کفشهای پاره !
گلایه ها عیبی ندارد، کنایه هاست که ویران می کند.
یادمان باشد که "اعتماد" المثنی ندارد، پس لطفا گمش نکنیم.
یه قلب پاک از تمام مکانهای دیدنی جهان زیباتر است.
در زندگی باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شیشه میكوبی؛
ابر باش تا منتظرت باشند كه بیایی

غم قفس به كنار
آنچه عقاب را پير مي كند
پرواز زاغهای بی سر و پاست ...

بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن
که بدترین روزها در کنارت بوده اند ...

دنبال واژه نباش؛ کلمات فریبمان میدهند
وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش میرود
فاتحه ی بقیه حروف را باید خواند ...

گاهی خداوند درها را قفل می كند و پنجره ها را می بندد
چه زیباست فکر کنیم طوفانی در راه است
و خداوند نمی خواهد آسیبی به ما برسد ...


نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت،
اما می توان شروع کرد و پایان خوبی داشت

ازدواج در ائین زردتشت


در دين زرتشتي تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نمي‌تواند در يک زمان بيش از يک شوهر داشته باشد مرد نيز نمي‌تواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد. اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد.. در ايران باستان تنها در صورتي فرد زرتشتي مي‌توانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار اعلام کند و رضايت داشته باشد هدف از اين عمل نيز بقا نسل و پرورش فرزنداني نيک براي دين و دنياست.
در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد زرتشتي به 5 صورت و تحت عناوين پادشاه زن- چاکر زن- ايوک زن- ستر زن- خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است:



1-پادشاه زن:
اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا" همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد..



2-چاکر زن:
اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزار مي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد.
حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد.



3-ايوک زن:
اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است.



4-ستر زن:
وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند



5- خودسر زن:
اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند.


اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود.
گفتني است که طلاق در آيين زرتشتي مطرود و منفور است و تحت شرايطي ويژه و در
مواردي نادر و خاص طبق آيين نامه زرتشتيان مجوز داده مي‌شود.

 

نـكات زیـبا و آموزنـده برای زنـدگی

 


 

 آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است
 وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما
 سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد
 اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید
 افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
 پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر
 كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم
 كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید
 انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند
 همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد
 تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است
 دشوارترین قدم، همان قدم اول است
 عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
 آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد
 وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
 در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
 امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست
 برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست
 امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم
 بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید
 آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند
 هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود
 اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
 صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست
 وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند
 كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
 كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند
 بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی
 آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید
 اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید
 خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید
 خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد، ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد
 درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش
 انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند كه خیال می كند دیگران را فریب داده است
 كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند
 هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد
 كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
 اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
 اینكه ما گمان می كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشی

اعجاز


اعجاز ریاضی در "اتل متل توتوله"

در جمله‌ی اتل متل توتوله، حرف "ت" چهار بار تکرار شده است که تعداد 4 فصل سال است.
حرف "ل" 3 بار تکرار شده است که تعداد ماه‌های هر فصل است.
از حاصلضرب این دو 12=4*3 تعداد 12 ماه سال بدست می‌آید، و مهمتر اینکه تعداد تمام حروف "اتل متل توتوله" 12 حرف است.
...
نتیجه: آیا به راستی این نظم و ترتیب را خالقی نیست ؟
آیا فکر می کنید این هماهنگی بی هدف و بی منشاء بوده است ؟
  اینها نشانه‌هاییست برای افرادی که می‌اندیشند.....
اگه ایمان نیاوردین ، یه توپ دارم قلقلیه رو تفسیر کنم براتون ؟

خدا


خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا


خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 


بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!

از سخنان ملاصدرای شیرازی