دوستی

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ای است. هول هولکی و دم دستی باید چشید. این دوستی‌ها برای رفع تکلیف خوبند، اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. این چای خوردن‌ها، دل آدم را باز نمی‌کند، خاطره نمی‌شود، فقط از سر اجبار می‌خوریشان که چای خورده باشی، به بعدش هم فکر نمی‌کنی.

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل خوردن چای خارجی است. پر است از رنگ و بو. این دوستی‌ها و این دوست‌ها جان می‌دهند برای مهمان بازی، برای جوک‌های خنده‌دار تعریف کردن، برای فرستادن پیامک‌های صد تا یک غاز. برای خاطره‌های دم دستی و زود گذر. اولش هم حس خوبی به تو می‌دهند. این چای زود دم خارجی را می‌ریزی در فنجانی بزرگ. می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوش به حال ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای مانده در فنجان، بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر، یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می‌دهد، که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.

باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی تا آماده شود.
آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک و خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته و جرعه جرعه بنوشی‌اش و از بودنش لذت ببری و با حضورش زندگی کنی.

آیا میدانستید که


آیا میدانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد ؟

آیا میدانستید که زمین از حیث بزرگی پنجمین و از حیث فاصله با خورشید، سومین سیاره منظومه شمسی است ؟

آیا میدانستید که هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا" بزرگ به زمین برخورد می‌کند ؟

آیا میدانستید که ایرانیان اولین بار نمایش های همگانی (تئاتر) را اجرا نموده اند و همانها گریم و ساخت نقاب را در ۱۵ هزار سال پیش پایه گذارده اند ؟

آیا میدانستید که گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نامحدودی باقی می ماند ؟

آیا میدانستید که لاکپشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا۱۵۰سال عمر کند ؟

آیا میدانستید که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد ؟

آیا میدانستید که نمک از پنج هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است ؟

آیا میدانستید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند ؟

آیا میدانستید که زهر مار کبری بیشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صید می‌شود ؟

آیا میدانستید که شاهنامه فردوسی ۷۵۰۰۰ بیت دارد ؟

آیا میدانستید که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟

آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است ؟

آیا میدانستید که مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده کرد ؟

آیا میدانستید که بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است ؟

آیا میدانستید که رشد کودک در بهار بیشتر است ؟

آیا میدانستید که در امریکا سالیانه ۸۵ میلیون تن کاغذ مصرف می شود ؟

آیا میدانستید که دریای مدیترانه بین ۳ قاره اروپا، آسیا و آفریقا قرار دارد ؟

آیا میدانستید که
 جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟

آیا میدانستید که
 جویدن آدامس هنگام خورد کردن پیاز، مانع از اشک‌ریزی شما می‌شود ؟

آیا میدانستید که
 برای تولید ۱ لیتر بنزین 23,5 تن گیاه در گذشته مدفون شده است ؟

آیا میدانستید که
 بیشترین عمل زیبایی در ایران انجام میشود ؟

آیا میدانستید که
 آدولف هیتلر، گیاهخوار بوده است ؟

آیا میدانستید که پشه های مالاریا دندان دارند ؟

آیا میدانستید که در جهان به ۶۰۰۰ زبان تکلم میشود ؟

آیا میدانستید که حلزون می تواند سه سال بخوابد ؟

آیا میدانستید که دلفین ها با یک چشم باز می خوابند ؟

آیا میدانستید که قلب زنان نسبت به مردان تندتر می زند ؟

آیا میدانستید که ناراحتی های پا در زنان ۴ برابر مردان است ؟

آیا میدانستید که کوسه ها از بیماری سرطان در امان هستند ؟

آیا میدانستید که هیچ گورخری، خط های مشابه دیگری ندارد ؟

آیا میدانستید که ۱۳ درصد جمعیت جهان، صحرانشین هستند ؟

آیا میدانستید که چهار پنجم جانوران را حشره ها تشکیل داده اند ؟

آیا میدانستید که تنها در یک پرواز، زنبور عسل به ۷۵ گل سر می زند ؟

آیا میدانستید که چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است ؟

آیا میدانستید که ژاپن، پرمصرف ترین کشور جهان در زمینه انرژی است ؟

آیا میدانستید که در ساخت دیوار بزرگ چین، آرد برنج به کار رفته است ؟

آیا میدانستید که توماس ادیسون، مخترع برق از تاریکی وحشت داشت ؟

آیا میدانستید که یک کودک ۴ ساله روزانه بیش از ۴۰۰ سوال می پرسد ؟

آیا میدانستید که شیرها تا سن ۲ سالگی قادر به غرش کردن نمی باشند ؟

آیا میدانستید که در هر یک گرم خاک، حدود ۱۰ میلیون باکتری زندگی می کند ؟

آیا میدانستید که استرس باعث می شود، مرغ ها پرهای خود را از دست بدهند ؟

آیا میدانستید که تعداد مرغ ها در سراسر جهان تقریبا با جمعیت انسان مساوی است ؟

آیا میدانستید که به طور متوسط، هر فردی ۵ سال از عمر خودش را صرف خوردن می کند ؟

آیا میدانستید که سرعت خواندن از صفحه رایانه نسبت به کاغذ معمولی ۲۵ درصد کندتر است ؟

آیا میدانستید که نقاش معروف لئوناردو داوینچی معروف ترین نقاشی خود به نام مونالیزا را نه تاریخ زد و نه امضا کرد ؟

آیا میدانستید که نوشیدن قهوه در طولانی مدت در فشار خون خانم‌ها تعادل ایجاد می‌کند ؟

آیا میدانستید که قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد ؟

آیا میدانستید که خوک‌ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند ؟

آیا میدانستید که آب دریا دارای طلاست و این مقدار در حدود ۴ گرم در هر میلیون تن آب است ؟

آیا میدانستید که روزانه ۱۴۰۰۰ نفر به بیماری ایدز مبتلا می شوند ؟

آیا میدانستید که مقاوم تریم ماهیچه در بدن زبان است ؟

آیا میدانستید که با پیشرفت علم هنوز برای دانشمندان ساختن عسل کشف نشده است ؟

آیا میدانستید که اولـیـن تــمـاس تـلفـنی ایـران سـال ۱۲۸۵ خـورشـیـدی در تـهـران برقرار شد ؟

آیا میدانستید که خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟

آیا میدانستید که در قدیم ارزش نمک بیش از طلا بوده و از نمک برای نگهداری غذا استفاده می شده است ؟

آیا میدانستید که از هر 10 نفر، یك نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی میكند ؟

آیا میدانستید که 98 درصد وزن آب از اكسیژن تشكیل یافته است ؟

آیا میدانستید که تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون كور رنگ میباشند ؟

آیا میدانستید که عمر تمساح بیش از 100 سال میباشد ؟

آیا میدانستید که اشعه ایكس از بلور الماس عبور نمی كند ؟

آیا میدانستید که اثر لب و زبان هر كس مانند اثر انگشت او منحصر بفرد می باشد ؟

آیا میدانستید که سطح شهر مكزیك سالانه ۲۵ سانتیمتر نشست میكند ؟

آیا میدانستید که نصف افراد زیر ۲۵ سال جهان در هندوستان زندگی می‌کنند ؟

آیا میدانستید که غیر ممکن است که بتوانید با چشمان باز، عطسه کنید ؟

آیا میدانستید که قلب گنجشک 100 بار در دقیقه می زند ؟

آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند ؟

آیا میدانستید که بازیافت تنها یک بطری شیشه ای، مقدار انرژی مورد نیاز یک لامپ ۱۰۰ واتی به مدت ۴ ساعت را تامین می کند ؟

آیا میدانستید که پرنده فلامینگو قادر است با سرعتی حدود ۵۵ کیلومتر در ساعت پرواز کند. این پرنده در یک شب حدود ۶۰۰ کیلومتر مسافت را طی می کند ؟

وداع

 

فرازهایی از دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا…
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها…
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی…
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
* التماس دعا*

رمضان

 

 

دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است ، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .
.



.
خوشا آن بنده با عهد و پیوند / که دارد بازگشتی با خداوند
به کام خویش اگر چندی رود راه / چو باز آید نیاز آرد به درگاه . . .
.
.
.
اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی ، لبخند خداست به بنده اش
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه ، تمام مشکلاتو حل میکنه . . .
.
.
.
خدا تلفن ندارد ، اما من با او صحبت میکنم
فیسبوک ندارد ، اما من دوست او هستم
توییتر ندارد ، اما من او را دنبال میکنم . . .
.
.
.
با خدا دعوا کردم باهم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد . . .
.
.
.
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم ، نه خوشی ها را
زیرا خوشی آن است که تو می خواهی
و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد . . .
.
.
.
نیایش یعضی از ما ادم ها با خدا
و درخواست از او برای حضور در زندگیمان
مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند
و…..
فرار می کنند
.
.
.
زمانبندی خدا بی نظیر است ، نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود
کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار ، اما ارزش انتظار را دارد . . .
.
.
.
یکی از فرق های انسان با خدا این است که انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند
ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند . . .
.
.
.
قربون خدای بزرگم برم که اگه خطا کنم
نهایت قهرش بین دو اذانه
دوباره صدام میکنه ، خدا عشق است . . .
.



.
دوست خدا بودن یونیفورم نمی خواهد ، فقط یه دل پاک و زلال کافیست . . .
.
.
.
ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ†، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖâ€
.
.
.
گرفتار آن دردم که تو درمان آنی ، بنده آن ثنایم که تو سزای آنی . . .
.
.
.
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم . . .
.
.
.
پروردگارا
بیشتر می جوئیم و کمتر می یابیم
وقتی تو را در نظر نداریم . . .
.
.
.
میگن شبا فرشته ها
از آرزوی آدما
قصه میگن واسه خدا
خدا کنه همین حالا
رویای تو هرچی باشه
گفته بشه پیش خدا
.
.
.
هر صبح پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند
سطر اول همیشه این است : خدا همیشه با ماست . . .
پس دوست عزیز بخوانش با لبخند
.



.
پروردگارا . . .
مهارت مراقبت از آنچه را که به ما بخشیده ای
در قلبمان بکار زیرا ما در از دست دادن استاد شده ایم . . .
.
.
.
جواب آزمایش الهی مون ، درست در نمیاد
اگر عمری از حرام و لقمه اش ناشتا نباشیم . . .
.
.
.
شک دارم که خالق دانه های انار
زندگی مرا بی نظم چیده باشد . . .
.
.
.
از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست
سخت کار ما بُوَد کز ما خدا برگشته است . . .
.
.
.
الهی
همنشین از همنشین رنگ می گیرد، خوشا آنکه با تو همنشین است . . .
.
.
.
خدایا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم
در دانستن تو آرامشیست و در ندانستن من تلاطمها
تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز . . .
.
.
.
به خاطر بسپاریم که
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است
آرام، بی صدا، همیشگی . . .
.



.
الهــــی
چون در تــــو نگریـم شاهیـــم و تــــاج برســـر
وچون به خــــود نگیریـم، خاکیــــم و خاک برســــر . . .
.
.
.
وقتی چشم امیدتان به خدا باشد و باور و ایمان قوی داشته باشید:
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید . . .
.
.
.
ﺷﻌﺎﻉ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻴﺖ ﺭا ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺯﻳﺎﺩ ﻛﻦ ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺘﻮاﻧﻲ ﻫﻤﻪ ﺭا ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎ ﺩﻫﻲ
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﺎ ﺧﺪا ﻓﺎﺻﻠﻪاﻱ ﻧﻴﺴﺖ . . .
.
.
.
خدایا
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تو
.
.
.
کار خدا نشد ندارد ، او خوب می داند چطور در و تخته را به هم جور کند
خواسته هایت را به او بسپار ، او حتما راهی برای رسیدن ، به تو نشان خواهد داد . . .
.
.
.
خدایا مرا ببخش
که همواره در گرفتاری هایم ؛ دنیا را از تو خواسته ام
الهی دستانی عطا کن که تو را برایم از تو بخواهد . . .
.
.
.
خدایا به تنهاییت قسم ، ما را به انچه که قسمتمان نیست عادت نده
.
.
.
زَهر است عطای خلق هرچندکه دواباشد
حاجت ازکی طلبی جایی که خداباشد . . .
.
.
.
خدایا شکرت که مرا از تمام وابستگی ها می رهانی و ترس از دست دادن را از من دور کردی
و چنان روحم را بزرگ کردی که دلبسته باشم نه وابسته . . .
.



.
وقت دعا خجالت نکش ، نگو من گناهکارم و صدامو نــمیشنوه
اونـی که اون بالاست بیشتر از اونی که تو فکر میکنی هــــواتـو داره . . .
.
.
.
آرامش چیست؟ نگاه به گذشته و شکر خدا
نگاه به آینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا
نگاه به درون و دیدن خدا
لحظه تان سرشار از بوی خدا!
.
.
.
شک نکن
درست در لحظه ی آخر ، در اوج توکل و در نهایت تاریکی
نوری نمایان می شود ، معجزه ای رخ می دهد
خدا از راه می رسد . . .
.
.
.
روزهایی بدی در زندگی آدم می رسد، که هیچ کسی حتی نمی پرسد
“خوبی؟ “
برای چنین روزهای بدی، نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری
به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست. . .
“خداâ€


.

شبهای قدر

شب‏های قدر، اوج پر گشودن در فضای نیایش و بندگی و نهایت شکوفایی رحمت الهی بر بندگان است. شب‏های قدر، ساعات پذیرایی از مهمانانِ بزم حضور است. در شب‏های قدر، رو به آینه محاسبه می‏نشینیم و چهره جان را بی‏غبار می‏بینیم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شستشو می‏دهیم. شب‏های قدر، شب گشودنِ سفره دل و ریختن اشک نیاز و فصل گریستن در آستان آفریدگار بخشاینده است. شب‏های قدر، شب احیای خویش با دم مسیحایی دعاست. شب‏های قدری که نوزدهم و بیست و یکم اش را آنهم در سوگ عروج مولای متقیان حضرت علی(ع)، سپری نمودیم و اینک شب بیست و سوم رمضان امسال هم فرصتی است مغتنم برای اینکه قدر خویش را بهتر بشناسیم، تقدیر خویش را زیباتر رقم بزنیم و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک جاودانه تر ترسیم کنیم ...

خداوندا
بگذار خود را معرفی كنم. من مخلوق خالق یكتا، و مملوك مالك بی همتا، و عبد معبودم هستم كه از بندگی تنها نام آن را به دوش می‌كشد. من همان مرزوق روزی دهنده بخشنده و كریمی هستم كه نمك می خورد و نمكدان می شكند. من سائلی هستم كه دست نیاز به سوی خداوند رحمان و رحیم دراز كرده و ضعیفی هستم كه به خانه قوی‌ترین آمده است.



ای عزیز تو حكیمی و سزاوار نیست كه من ذلیل را رها كنی. تو غافری و من خطاكار، پس جز خانه تو به كدامین سو باید بروم؟ مگر نه اینكه فرموده‌ای بر زیر دستانمان سخت نگیریم؟ پس ای بردبار و دانا، بر من عجول و جاهل آسان بگیر، روزی كه ریز و درشت اعمالم را نمایان خواهی كرد. من مضطرب و پریشانی مبتلا به كبر و عجب و ریا هستم كه بیماری غیبت یقه‌ام را گرفته است. حرص و طمع آسایشم را بر هم زده است و از همه بدتر اینكه دروغگویی بابی بسوی بدیها بر من گشوده است و من به تنهایی توان جدا شدن از این همه بلاها را ندارم.

گرچه زنجیره گناهانم به اینجا ختم نمی‌شود و این رشته سر دراز دارد. من آنقدر از دردهای مختلف به خود می‌پیچم كه برخی شان را فراموش كرده‌ام. پناه می برم به خدا از اینكه صبر او و گذشت زمان گناهانم را از یادم ببرد و آنچنان آسوده سر بر بالین بگذارم كه گویی هیچ خطایی از من سر نزده است. خدایا من در این لحظه و این ساعت به اشتباهاتم اعتراف می كنم چه آنهایی كه به یاد دارم و از بیان آنها شرم دارم و چه آنهایی كه یادشان از ذهنم پر كشیده است.



"وان كان قددنا اجلی ولم یدنینی منك عملی فقد جعلت الاقرار بالذنب إلیك وسیلتی"
"و اگر اجلم نزدیك شد و عمل صالحم مرا به تو نزدیك نكرد من هم اقرار به گناهانم را وسیله عفوت قرار می دهم"


جز تو چه كسی می‌تواند مرا یاری دهد؟ آیا نباید انتظار دستگیری و كمك از چون تو خدایی داشته باشم كه طلب حاجت به پیشگاه مقدست نه تنها خواری به دنبال ندارد بلكه سراسر عزت و بزرگی به بار می آورد؟ و در این صورت دست نیاز به سوی غیر تو دراز كردن كمال بلاهت است. زیرا كه تو همه چیز هستی، منبع تمام فیوضات و خیر محض. پس دیگری در ذهنم نمی‌تواند معنایی داشته باشد.

اصلا چرا باید به سراغ سراب بروم در حالی كه در دستانم آبی تمام ناشدنی دارم. اگر آب را نمی‌بینم یا چشمانم بسته است و یا به سبب گناهان حس دستانم را از دست داده‌ام وگرنه هر جا كه می روم تویی كه در كنارم هستی و پابه پا از این طفل نو پا مراقبت می‌كنی.



بارالها امشب، شب قدر است و من تصمیم دارم این شب را زنده نگه دارم و با رعایت آداب احیاء، با كسی گفت‌وگو كنم كه مرا، بیشتر از هر كسی دوست می دارد و متأسفانه من چه كم یادش می‌كنم!
بغض سنگینی در گلویم حبس شده است می‌خواهم با فریاد آن را از عمق جان خارج سازم. ای كاش اینجا بیابانی بود تا براحتی صدایم را آزاد می‌كردم. به اعمال زشت و ناراحت كننده و بدی‌ها و پستی‌هایم اعتراف می‌كردم.

محبوب من همانا تو قاضی پرونده سیاهی هستی كه من در طول عمرم آن را به ثمر نشانده‌ام. ای قاضی القضات بر من مبادا كه میزان و حساب را بر پایه عدلت قرار دهی. بلكه آنچنان كه تاكنون بر من ترحم كرده‌ای و بلكه بیشتر و بیشتر از آن رحمتت را شامل حالم كن و خطاهایم را نادیده بگیر و بنابر كرمت بر اعمال من قضاوت كن. مگر نه اینكه حكمت این ایام الله افتادن در دامان خدای چون توست. بار خدایا جوابم را در دل زنگار زده‌ام القا بفرما تا رنگ خدایی به خود بگیرم. بگو كه مرا می‌بخشی.



"ما أنا بأعصی من عصاك فغفرت له و ما أنا بألوم من اعتذر إلیك فقبلت منه و ما أنا بأظلم من تاب إلیك فعدت علیه"
"من معصیت كارتر از بسیار كسان دیگر كه همه را بخشیدی نیستم و من زشت و بد عمل تر از آنان كه از گناهان عذر خواستند
و تو عذرشان پذیرفتی نیستم و من ستمكارتر از آنان كه به درگاهت توبه كردند و به آنها احسان كردی نیستم"


خدایا چقدر باید بگریم تا مهر"العفو" بر سینه ام بكوبی؟! حمد و ثنایت می گویم از اینكه كمی از خواب غفلت بیدارم كردی و مرا توبه كنان و پشیمان به درگاهت فراخواندی. این میهمانی مایه آرامش من است. حال تنها چیزی كه آرامشم را بر هم می زند، ترس از این است كه مبادا جزو زیانكاران این ماه باشم و بخشوده نشوم ولی ناامید نیستم زیرا كه ناامیدی بزرگترین گناه است.

اگر قرار نبود كه غفار الذنوب با بخشندگی از عبد فراری‌اش پذیرایی كند، هیچ گاه او را دعوت نمی‌كرد. شنیده‌ام اگر چهل روز اعمالمان را خالص برای خدا انجام دهیم درهای حكمت به رویمان گشوده خواهد شد حال مگر نه اینكه امشب نیز شب قدر است و بهتر از هزار شب؟ پس ای محبوب من پس از آنكه توبه خالصانه مرا در این شب زیبا پذیرفتی، دریچه‌ای از حكمتت به روی من بنما.



بارالها به خداوندیت قسم در این شب، دست من فتاده بر زمین را بگیر و مرا از پستی به بلندای كمال برسان. من روسیاهم و اعمالم بس قلیل. پروردگارا دست گدایی‌ام را به در خانه‌ات دراز می‌كنم با این امید كه می‌دانم بی جوابم نخواهی گذاشت. مگر می‌شود كه ارحم الراحمین مرا ناامید سازد؟ من با تمام بی خبری‌ها و غفلت‌هایم در این شب و در این ساعت خودم را به دامانت انداخته‌ام و پناه می‌برم به تو از اینكه ادامه ی عمر كوتاهم را در بطالت، پوچی و سستی هدر ندهم.

خداوندایا من یحب من یشاء، مرا دوست بدار و از سابقین و خاصان خود قرار ده.
یا خیر حبیب و محبوب؛ دلم را تنها به عشق خودت مصفا كن.
یا حبیب قلوب العارفین؛ مرا عارف به حقت قرارده.
یا دلیل المتحیرین؛ با ارمغان یقین چنان آرامشی برایم فراهم ساز كه از منجلاب سرگردانی و آوارگی بیرون آمده و طعم حقیقت را بچشم.
یا امان الخائفین؛ مرا از هراس دنیا و بالاخص هول و وحشت آخرت سلامت بدار.
یا كاشف الكرب؛ درد و رنج و غم دنیا را از من زائل بفرما تا در سایه آرامش، بیشتر از پیش به معبود خود بپردازم و در راه رسیدن به حقیقت، رنگ معشوق به خود بگیرم.
یا ستارالعیوب؛ زشتی‌های مرا بپوشان و آبرویم را مریز.
یا غافرالذنب و الخطیئات؛ نامه اعمالم را پاكسازی بفرما.
و ای خدای رحمان و رحیم به نام تمامی اسماء حسنایت، دست این بنده حقیر را بگیر و مرا به حال خودم وامگذار حتی برای لحظه‌ای ..


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خداوندا در این آخرین منزلگاه شب های قدر، منزلتی بما عطا كن تا توفیق استجابت دعا و آمرزش گناهان از ما دریغ نگردد.
بی تردید، دانستن، فهمیدن، ایمان آوردن، چشم جان گشودن و دل به این شبها سپردن، خود از همان توفیقات است.
امید که در چنین شبی بزرگ از این فیض و نعمات بی بهره نمانیم و آنطور که شایسته است قدر آن را بیشتر بدانیم.


الهی آمین یا رب العالمین

دوستان؛ اگر قدر امشب را دانستید تقاضا می کنم ملتمسین دعا و همینطور این بنده حقیر را هم از یاد نبرید ...

‎دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی‎


علم بهتر است یا ثروت!

علم بهتر است؛ زيرا:

- علم ميراث انبياست و مال وثروت ميراث قارون و فرعون و هامان وشداد.

- علم تو را حفظ مي‌کند، ولي مال و ثروت را تو مجبوري حفظ کني. 

- براي شخص عالم دوستان بسياري است،ولي براي ثروتمند دشمنان بسيار!

- اگر ازمال انفاق کني کم مي‌شود؛ ولي اگر از علم انفاق کني و آن را به ديگران بياموزي برآن افزوده مي‌شود.

- مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخيل مي‌دانند، ولي از عالم و دانشمند به بزرگي و عظمت ياد مي‌کنند.

- ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتي از دستبرد به علم وجود ندارد. 

- مال به مرور زمان کهنه مي‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسيده نخواهد شد.

- مال و ثروت فقط هنگام تا مرگ با صاحبش مي‌ماند، ولي علم، هم در اين دنيا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

- ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعاي خدايي مي‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.

امیر مومنان علی (ع)

حضرت مولانا


محتسب در نيم‌شب جايی رسيد
در بُن ِ ديوار مستی خفته ديد

گفت: هی مستی؟ چه خوردستی؟ بگو
گفت: از اين خوردم كه هست اندر سبو

گفت آخر در سبو واگو كه چيست؟
گفت: از آنکِ خورده‌ام گفت: اين خفی ست

گفت: آنچ ِ خورده‌ای آن چيست آن؟
گفت: آنکِ در سبو مخفی‌است! آن!

دَور می‌شد اين سؤال و اين جواب
مانده چون خر محتسب اندر خلاب*

گفت او را محتسب: هين «آه» كن
مست «هو! هو!» كرد هنگام سَخُن

گفت: گفتم «آه» كن، «هو» می‌كنی؟
گفت: من شاد و تو از غم منحنی

«آه» از درد و غم و بيدادی است
«هوی‌هوی» می‌خوران از شادی است

محتسب گفت: اين ندانم؛ خيز! خيز!
معرفت متراش و بگذار اين ستيز!

گفت: رو؛ تو از كجا؟ من از كجا؟
گفت: مستی؛ خيز! تا زندان بيا!

گفت مست: ای محتسب بگذار و رو!
از برهنه كی توان بردن گرو؟

گر مرا خود قوّت رفتن بُدی
خانه ی خود رفتمی، وين كی شدی؟

من اگر با عقل و با امكانمی
همچو شيخان بر سر دكّانمی


*خلاب= گل و لای، لجن زار